![]() |
![]() |
|
|
می دانستی دنيا با همه وسعتش بي تو جايي براي ماندن ندارد ؟ اشک چشمانم هر شب سراغت را از کوير گونه هايم مي گيرند . اي که ديدگانم از تنهايي تو الفباي اشک ريختن را آموخته اند و لحظه هاي گريانم با کوچ تو روان گشته اند؟ چرا از کوچه دلتنگي هايم گذر نميکني و براي چشمان مانده به راهم دستي تکان نمي دهي؟ بي تو قناريها خوش آواز نيستند و آسمان چشمانم هميشه باراني است بي تو من درختي خشکيده در پاييزم . اما میدانم که روزی مرا به یاد خواهی آورد...!!! آنچنانکه باران غبار را از سنگ قبر کهنه ای می شوید تا نام فراموش گشته ای بدرخشد و از بین سالها مرا به یاد می آوری!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 5 دی1385ساعت 9:27 بعد از ظهر توسط نويد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من اسیر پاییز شده ام...شاید برای همیشه... بهار در خانه همه را میزند به جز من...
|
| دل پاييزي من |
|
بهمن 1387 آذر 1387 مرداد 1387 آذر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 فروردین 1386 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
|
RSS
|